سرخط خبرها

چرا مردان بی احساس می شوند؟

چرا مردان بی احساس می شوند؟

بسیاری از خانم ها از این که شوهرشان ساعاتی را به خانواده اش اختصاص نمی دهد و به بودن در کنار آنها بی توجه اند، احساس ناراحتی و دلخوری می کنند و به کرات، زبان به اعتراض گشوده و می گویند من به خود او و وجود او در خانه نیاز دارم نه به پول و کارش. در مقابل بسیاری از مردان معتقدند که از صبح تا شب کار می کنند تا با افزایش درآمد، بتوانند آسایش بیشتری را برای زن و فرزندانشان فراهم آورند، اما خانواده شان این فداکاری و مشقت آنان را قدر نمی دانند. به دیگر سخن، مردان تنها به نیازهای مادی زن و فرزندانشان توجه دارند، در حالی که زنان بیشتر خواستار حضور فیزیکی همسر و رفع نیازهای روحی و روانی می باشند. این ناآگاهی و بی اطلاعی از خواسته ها، اندیشه و اهداف موجب ناراحتی و اعتراض افراد خانواده می شود. مشکل مطرح شده در فوق و مشکلاتی از این قبیل تحت عنوان«بی توجهی به من» در برخی از ارتباطات زناشویی نمود فراوانی دارد. 

فکر می کنم او همچون سابق، به من علاقمند نیست، به من بی توجه شده است، احساس می کنم بود و نبود من برای او هیچ فرقی نمی کند، فکر می کنم از زندگی با من خسته شده و به خاطر بچه ها و آبرویش فقط تحملم می کند، هر چه قدر صبوری می کنم و خودم را به بهانه های مختلف (سر کار مشکلی برایش پیش آمده، نگران شرایط خانواده اش است، گاهی آدما بی حوصله می شوند،…) متقاعد می کنم که هنوز مرا دوست دارد و علاقمند به زندگی مشترکمان است، انگار بی فایده است و روز به روز بدتر می شود و از من دورتر. 


وقتی از او پرسیدم: چرا چنین فکر می کند و آیا از همسرش رفتار خاص و مشکوکی را دیده است که باعث شده چنین فکر کند، پاسخ داد: بله، اوایل زندگی، نه خیلی پیشتر از آن ،کمی بیشتر تامل کرد و گفت: به غیراز دوران نامزدی، اون هم همان اوایل آشنایی مان و چند بار در دوران عقد، به من ابراز علاقه نکرده و اصلا به من نگفته دوست دارم. بارها هم از او خواسته ام و علتش را جستجو کرده ام اما او تغییری در رفتارش نمی دهد و به حرفایم توجهی نمی کند و می گوید داریم زندگی می کنیم، انگار نا شنوا شده و یک گوشش در و گوش دیگرش دروازه. شما جای من بودید با این شوهر کم حرف و بی احساس چه می کردید؟ احساس شکست در زندگیم می کنم، آیا او واقعا بی احساس است یا این که دیگر به من علاقمند نیست؟ تصور هر دو شق آن مرا ناراحت و دلسرد می کند.

یکی از این مشکلات که بسیاری از زن و شوهرها در زندگی زناشویی با آن روبرو می شوند و زمینه ای برای درگیری و مشاجره زوجین محسوب می گردد، کم توجهی همسر است.

بسیاری از خانم ها از این که شوهرشان ساعاتی را به خانواده اش اختصاص نمی دهد و به بودن در کنار آنها بی توجه اند، احساس ناراحتی و دلخوری می کنند و به کرات، زبان به اعتراض گشوده و می گویند من به خود او و وجود او در خانه نیاز دارم نه به پول و کارش. در مقابل بسیاری از مردان معتقدند که از صبح تا شب کار می کنند تا با افزایش درآمد، بتوانند آسایش بیشتری را برای زن و فرزندانشان فراهم آورند، اما خانواده شان این فداکاری و مشقت آنان را قدر نمی دانند.

وقتی که مردی استرس و دل مشغولی داشته باشه اولین واکنشی که در برخورد با مشکلش نشون میده اینه که حتی الامکان از ابراز احساسات و توجه همیشگیش کم میشه. این ویژگی ذاتی مردان هست که خیلی اوقات باعث ناراحتی و رنجش همسرشون میشه. درحالیکه در این شرایط خانوم ها باید کمی حواسشون جمع تر باشه و شرایط رو درک کنن و در واقع خوب بتونن محیط خونه رو مدیریت کنن. در این مطلب به این موضوع و چگونگی برخورد با اون میپردازیم.

همونطور که گفتیم از اونجایی که عموما مردان بیشترین سنگینی و مسئولیت زندگی رو بر عهده دارن گاهی در برخورد  با مشکلات و یا دل مشغولی های روزمره و برای پیدا کردن راه حل به زبون خودمونی توی لاک خودشون میرن که گاهی برای ما خانوم ها سو تفاهم رو به دنبال داره. از اونجایی که زنان ذاتا ارتباط گرا هستن و مردان در مواجهه با مواردی که بالا گفتیم از ابراز احساساتشون کاسته میشه و حتی به طور غیر ارادی توجهشون به محیط اطراف و شاید همسرشون کم میشه رنجش هایی به وجود میاد که باعث متشنج شدن زندگیشون میشه.

 

همسرم دوستم نداره؟

به علت همون ارتباط گرایی ذاتی که بالا گفتم وقتی خانومی با ارتباطات کلامی نصف و نیمه همسرش مواجه میشه و یا عدم توجهش رو میبینه چون زن به نیازش نمیرسه شوهرش رو متهم به خاموشی و گوشه گیری ارادی میکنه و براش این سو تفاهم پیش میاد که گوشه گیری مرد به دلیل بی مهری و بی عشقی هست و به عبارتی فکر میکنه که همسرش دیگه دوسش نداره وگرنه باید بیش از این بهش نزدیک شده و توجه میکرد.

 

علت انتظارات زن

علت این توقع که زن از شوهرش داره اینه که وقتی خانومی دچار استرس و یا درگیر مشکلاتی میشه بیشتر از اونکه توجهش رو بیشتر معطوف به خودش کنه سعی میکنه بیشتر به اطرافیان توجه کنه و همه سعیش بر این میشه که نیازهای اطرافیانش رو برطرف کنه، این در حالی هست که مرد ها بعلت یک بعدی نگری ذاتیشون برعکس زنان نمیتونن همه جانبه نگر باشن.

 

باید به تفاوت های جنسیتی توجه کرد

نکته مهمی که باید ما خانوم ها بهش توجه کنیم اینه که ارتباط گریزی مردان هرگز به دلیل بروز مشکلات به محیط به محیط خونه و همسرشون نیست و البته این کار رو به طور خودکار برای محافظت بیشتر از آرامش درونیشون انجام میدن و از اونجایی که حل مشکلات احتیاج به واقع نگری داره از کارکرد احساسی مرد کاسته میشه.

این رو هم باید بدونیم که مردها معمولا آرامش خودشون رو از توانایی های کاری و ملموسشون کسب میکنن بطوریکه اگه نتونن مشکلات حوزه کاریشون رو حل کنن هرگز نمیتونن از تعادل روحی برخوردار بشن.

پس خانوم ها هرگز نباید این رفتار های همسرشون رو مرتبط با کیفیات زناشویی و زندگی مشترکشون بدونن چراکه با این سوتفاهم بستر مشکلات و واکنش های منفی بعدی فراهم میشه و آرامش زندگی به همین راحتی بر هم میخوره. و باید یادمون باشه که این ما خانوم ها هستیم که مسئول آرامش محیط خانه و زندگیمون هستیم و آقایون خیلی نمیتونن این مسائل رو مدیریت کنن.

 

چرا مردها بی احساس می شوند؟

اغلب مردهایی که در معرض استرس شدید[کمبود ویتامین ب وکمبودکلسیم] قرار دارند در خود فرو‌می‌روند، سکوت می‌کنند و بی‌احساس می‌شوند ‌تا مسئله خود را به شکلی حل کنند. 
 از آن جایی که طبیعت اصلی مرد ، مردانه و مذکر است، برای مبارزه با ‌استرس به این نیاز دارد که خود را از معرکه عقب بکشد و مدتی را به تنهایی بگذراند. 

 ‌این رفتار قدرت مردانه او را تشدید و تقویت می‌کند. بنابراین ‌زمان مناسبی برای رسیدگی به واکنش‌های عاطفی و احساسی نیست. اغلب مردها در برخورد با استرس ابتدا با ‌احساسات خود قطع رابطه می‌کنند تا بتوانند به طور عینی و منطقی با مسئله پیش آمده برخورد کنند. ‌ 

زن‌‌ها از این رفتار مردها به هراس می‌افتند زیرا اگر قرار باشد زنی با احساسات خود قطع ارتباط کند باید به ‌قدری ناراحت باشد که بخواهد کسی را رد کند، اما این موضوع در مورد مردها صدق نمی‌کند در حالی‌که مردها ‌خود به خود در واکنش به استرس با احساسات خود قطع رابطه می‌کنند. 

 ‌مرد توانایی آن را دارد که در لحظه‌ای در خود فرو برود و سکوت اختیار کند به همین شکل می‌تواند در لحظه‌ای ‌از این حال خارج شود. وقتی مردها متعادل‌تر می‌شوند برای آنها صحبت درباره اینکه از چه موضوعی ‌ناراحت بـودنـد، سـاده‌تر می‌شود. ‌ 
وقتی مرد از دنیای سکوت و تنهایی بازمی‌گردد ممکن است حرفی برای گفتن نداشته باشد زیرا ممکن است به این ‌نتیجه رسیده باشد که دلیل و موضوعی برای ناراحت شدن وجود ندارد.در اغلب موارد وقتی مرد از سکوت و‌انزوا خارج می‌شود و می‌گوید که همه چیز خوب و عالی است، بهتر است همسرش به این گفته او اطمینان کند و در ‌شرایط آرام قرار بگیرد.

 

مردان بی احساس را احساسی کنید

آنچه که شما، در مقدمه این مقاله مطالعه فرمودید، مشکل اکثریت قریب به اتفاق بانوان است که پس از گذشت مدت زمان کوتاهی از زندگی مشترک، این احساس برآنان مستولی می شود و گاها چنان ذهن بانوی خانه را مشغول می سازد که زمینه بی اعتمادی و مشاجره زناشویی را فراهم می سازد. در نوشته ای که پیش حضور دارید، به چند نکته اساسی و کاربردی در جهت نقش اساسی بانوی خانواده در چگونگی هدایت و سوق دادن مرد زندگی شان به ابراز احساسات و یاری آنان دراین امر اشاره می کنیم.

– به خاطر اینکه همسرتان به لحاظ احساسی فعال نیست و کمتر ابراز علاقه و محبت می کند، وی را سرزنش نکنید. بهتر است به او حق بدهید چرا که این یکی از تفاوت های جنسیتی است، زبان احساسات و عواطف برای زنان به مثابه زبان اول است در حالی که برای مردان به مثابه زبان دوم.

از همسرتان انتظار نداشته باشید که در ابراز احساساتش به مانند شما باشد و راحت و روان آن را ابراز نماید. لذا بهتر است به او فرصت دهید تا با احساساتش ارتباط برقرار نماید و او را در بیان احساساتش یاری نمایید وتمایل و ممارست وی در ابراز عواطفش را تحسین کنید تا به مرور زمان مهارت لازم را کسب کند.

– هرگاه همسرتان در ابراز احساساتش با مشکل مواجه شد، شما می توانید با پرسش سوالاتی از وی، او را از یک لایه احساسی به لایه بعدی احساسش هدایت کنید تا او بتواند به راحتی آنها را ابراز نماید و از آن لایه های احساسی به راحتی رد شود. مثلا، اگر همسرتان ناراحت است پرسش های ذیل را به ترتیب از او بپرسید: چرا از من یا … ناراحت و دلگیر هستی؟ من چه کار کردم که شما ناراحت شده اید؟ همین الان چه چیزی ناراحتت کرده است؟ چه موضوعی باعث شده که دلگیر و سرخورده شوی؟ می ترسی اتفاق خاصی بیفتد؟ علت نگرانی ات چیست؟به او فرصت دهید و همچون یک بازجو برخورد نکنید، اجازه دهید مرحله ابراز احساسات به آرامی پیش رود و وی شخصا به جواب، سوالات شما دست یابد و آنها را بیان کند.

– شما و همسرتان به هنگام ابراز احساسات ، از یک الگوی مشخصی که فی مابین خود متعهد شده اید تبعیت کنید و هر دویتان بر طبق آن عمل نمائید. این گونه نباشد که یکی از طرفین ملزم به اجرای آن باشد و دیگری خود را چندان متعهد به اجرای آن نداند.

-فعالانه به صحبت های همسرتان گوش فرا دهید و هر از چند گاهی بهتر است گفته های او را آن گونه که متوجه شده اید برای او بازگو نمائید و از او سوال کنید که آیا به درستی متوجه منظور او شده اید یا نه. گوش دادن فعال و ارائه پسخوراند یکی از مهمترین ارکان ارتباط سازنده و مفید است که به موجب آن زوجین قادر خواهند بود به گونه ای موثر به احساسات یکدیگر گوش دهند.

– برای مردها هیچ چیز ناراحت کننده تر از این نیست که احساس کنند، از طرف شریک زندگی شان درک نمی شوند و همسرشان به احساسات آنان هیچ توجه خاصی را مبذول نمی دارند؛ لذا بهتر است به همسرتان بگویید که او را درک می کنید و کاملا وضعیت روحی وی را می فهمید.

-برای این که به او نشان دهید به خوبی شنونده صحبت هایش بوده اید و عمیقا وی را درک می کنید، با گفتار و نگاه خود، در برابر گفتار و رفتار او واکنش و عکس العمل نشان دهید. در ادامه به چندین روش که می تواند شما را در این رابطه یاری برساند، رهنمون می سازیم:

*طبیعت مردان به گونه ای طراحی شده است که اصطلاحا “بینایی” به نظر می رسند، بدین جهت بهتر است به هنگام مصاحبت با همسر، برای نشان دادن توجه خود به او و القاء حس پذیرفته شدن و بودن وی از سوی شما، هراز چند گاهی سر خود را، به نشان تائید گفته های وی تکان دهید.

*برای این که به او نشان دهید او را درک می کنید و تائیدش می کنید، با گفتن عباراتی چون”درست است، خب، آها، … ” کمک شایانی به او خواهید کرد تا راحت تر و با اطمینان خاطر احساسات و عقایدش را بیان کند.

نکته: یادآوری این نکته لازم و ضروری به نظر می رسد، خواننده جمله فوق دچار این اشتباه نگردد :

عبارت فوق به این معنی نیست که شما همواره بایستی با هر گفته همسرتان موافقت نمائید و وی را تائید کنید، بلکه بدین معناست که شما فقط از دریچه نگاه و اندیشه او نیز به موضوع توجه و التفات دارید و دیدگاه او را نیز درک می کنید.

*برای نشان دادن احساس صمیمیت و نزدیکی به وی، او را نوازش کنید. لمس و نوازش جسمانی باعث خواهد شد که احساس نزدیکی و علاقه مندی طرفین افزایش یافته و مکالمه احساسی ارضاء کننده تری برقرار شود که به موجب آن، همسرتان راحتتر و بدون هیچ شبهه ای از اطمینان به شما، به خود این اجازه را بدهد که احساسات بیشتری را حس کرده و ابراز نماید .


– چشم و هم چشمی بانوان، یکی از دلایل اصلی بی توجهی مردان است. برخی از خانم ها به خاطر حسادت مفرط خود، مطالبات غیرمعقولی ازهمسر می کنند و یا گاها لوازمی خریداری می کنند که به هیچ وجه در وسع مردشان نیست و با وضعیت اقتصادی همسرشان تناسب نداشته، که این خود، موجبات زحمت مرد را فراهم می سازد و مرد را مجبور به کار بیشتر در ساعاتی بیشتر می کند و یا قرض گرفتن، گرفتن وام و… اختصاص زمانهای بیشتری برای کسب درآمد، زمینه ای برای تنش و دوری از یکدیگر می شود.

-برخی از آقایان درک و شناخت درستی از نیازها و خواسته های همسرشان ندارند و از روحیات و دلبستگی های همسرشان فرسنگ ها فاصله دارند.

– متاسفانه برخی از آقایان، زندگی می کنند تا کار کنند. اشتغال مرد و اختصاص بیش از حد زمان به کار و شغل خود و ارزشگذاری و ارج نهادن مفرط به شغل بیش از خانواده، یکی از دلایل اصلی غفلت از همسر و خانواده است.

– عدم مدیریت صحیح شرایط زندگی و عدم آگاهی از فنون همسرداری، موجب می شود، مرد خانواده دائما به دنبال کسب در آمد بیشتر باشد تا بتواند از عهده خرج خانه و زندگی برآید.

– عدم مسئولیت پذیری و متاسفانه بی بند و باری برخی از آقایان بستری مهم برای بی توجهی شان محسوب می شود.

– گاهی مردان از حربه بی توجهی و بی احترامی به همسر، برای تنبیه و تادیب همسر و حتی حصول خواسته های بجا یا حتی نابجا استفاده می کنند.

– برخی از خانم ها محیط مناسب و آرام بخشی را در منزل برای همسرشان فراهم نمی کنند و خانه برای این مردان، به منزله صحنه نبرد و بازپرسی و رسیدگی است. لذا چنین مردانی بیشتر ترجیح می دهند، تا آنجایی که امکان دارد بیشتر اوقات خود را بیرون از خانه سپری کنند. خانه برای آنان تنها محلی برای خواب و خورد و خوراک است که این خود یکی دیگر از علتهای  مهم بی توجهی است.  

QR Code For: چرا مردان بی احساس می شوند؟

درباره ی jizjiz

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.